مزایای سرمایهگذاری مخاطرهپذیر:
-یک مدل موفق برای تأمین مالی جهت رشد و توسعه کسبوکار -کمک به حداکثرسازی ثروت سهامداران
-کمک به پیشرفت سریع طرحها و کارخانجات
-کمکهای مالیVC در مواقع بحرانی میتواند نجاتبخش باشد.
VC در بازارهای مالی آمریکا، اروپا و بخشهای آسیای شرقی رشد قابلتوجهی یافتهاند. از بدو ایجاد این صنعت در آمریکا دولت 50 درصد سرمایهگذاری اولیه را انجام داده و سرمایهگذاران بخش خصوصی و بانکها را تشویق به سرمایهگذاری در کسبوکارهای ریسکی کرد. بعد از مدتی دولت اقدام به خروج از این صنعت کرد درحالی که سرمایهگذاران با دیدن آثار سودمند و برخورداری از معافیتهای مالیاتی راغب به سرمایهگذاری بهصورت کامل در این طرحها شدند. هماکنون سرمایهگذاری خطرپذیر در بسیاری از کشورها شکل گرفته است بهطور مثال در هند از سال 1985 بهطور رسمی فعالیت در این بازار شکل گرفته است و حدود 300 صندوق خطرپذیر مشغول به فعالیت هستند.
سیکل سرمایهگذاری مخاطرهآمیز
جریان سرمایهگذاری خطرپذیراز سرمایهگذار به شرکت تازهتأسیس و برعکس میتواند طی یک سیکل و در چند مرحله به تحقق بپیوندد:
الف) تأمین وجوه ریسکی
ب) سرمایهگذاری، نظارت و ایجاد ارزش افزوده برای شرکت
ج)خروج موفقیتآمیز از صنعت و بازگشت سرمایه برای سرمایهگذاران
سرمایهگذاری و نظارت
ونچر کاپیتالیستها در شرکتی سرمایهگذاری می کنند که یک تکنولوژی به تازگی ایجاد کرده و اغلب یک نوع کالا تولید میکند. هدف ونچر کاپیتالیستها توسعه این کسبوکارهای تازه راهاندازیشده و رساندن آنها به رشد و سودآوری مناسب است.
نظارت مستمر یک امر کلیدی است. اغلب اوقات ونچر کاپیتالیستها در مجموعهای از شرکتها قرار میگیرند و با تصمیمسازی استراتژیک درگیر هستند. مالکان و افراد بسیار ثروتمند و نیز افراد با تجربه در زمینه کسبوکار، نهتنها سرمایه موردنظر را تهیه می کنند بلکه از تجربیات خود در جهت موفقیت کسبوکار بهره می گیرند.
مدیریت خروج
به فرض اینکه ونچر کاپیتالیستها در یک سرمایهگذاری به یک موفقیت طلایی برسند و شرکت کوچک تبدیل به یک کمپانی بزرگ شود سپس زمان آن است که به بازده دست یابند.
استراتژیهای بسیاری برای خروج وجود دارد. در آمریکا عرضه سهام در بورس اوراق بهادار (عرضه عمومی اولیه از رایجترین روشهای خروج است.) البته در اروپا اینطور نیست. در این قاره و در سال 1997 تنها 9 درصد خروجها اینگونه بوده است. (این نگرش در حال تغییر بوده و این روش خروج در سال 1999 به 7/20 درصد رسیده است) در سطور بعد به اختصار استراتژیهای مختلف خروج توضیح داده می شود.
استراتژیهای خروج
عرضه سهام شرکت به عموم در عرضه عمومی سهام تقریبا از هر روش دیگری پول بیشتر برای شرکت پرداخت می کنند اما چهموقع باید سهام را به عموم عرضه کرد؟ هنگامی که شرکت از رشد EPS بالایی برخوردار است و پیشبینی میشود که رشد خوب آن ادامه پیدا کند و سرانجام اگر شرکت با حداقل استاندارهای موردنظر مؤسسات کارگزاری مطابقت داشته باشد بهتر است که سهام آن به عموم عرضه شود.
فروش شرکت به شرکتهای دیگر
دومین روش برای خروج از سرمایهگذاری خطرپذیر فروش شرکت به یک یا چند شرکت دیگر است. زمانی که تمام یک شرکت بهزودی فروخته میشود، نسبت به زمانی که سهام کوچکی از شرکت در اختیارش قرار می گیرد حاضر به پرداخت پول بیشتری است که این به بحث کنترل سرمایهگذار یا خریدار به شرکت مربوط میشود.
سرمایهگذاری خطرپذیر و کشورهای در حال توسعه
به چند دلیل بعید به نظر میرسد که این نوع سرمایهگذاری در کشورهای فقیر و درحالتوسعه نقش سرنوشتسازی ارایه کند:
1. در بسیاری از این کشورها کمبود سرمایه مازاد و یا مشکل دسترسی به آن وجود دارد. یک بازار سرمایه فعال پیششرطی برای سرمایهگذاری خطرپذیر است، چون ونچر کاپیتالیستها نیاز دارند که شرکتشان را برای دستیابی به پول نقد در بازار سهام عرضه کنند.
2. بسیاری از کشورهای در حال توسعه از کمبود نیروهایی که بتوانند ایدههای نو و بازارپسند ارایه کنند، رنج می برند.
بسیاری از کشورهای در حال توسعه و یا بعضی از کشورهای در حال گذار از ثبات محیطی برای موفقیت این نوع سرمایهگذاری برخوردار نیستند. مثلاً ونچر کاپیتالیستها اصلاً به بورکینافاسو و یا کلمبیا فکر نمیکنند.