هدف این نوع سرمایه گذاری ها کسب بازده بالا است. در این فعالیت ها ارزش به وسیله شرکت های تازه تاسیس که از پول سرمایه گذاران خطرپذیر و متخصصان حرفه ای بهره می گیرند، به وجود می آید.
مقدمه
بسیاری از شرکتها و مؤسسات برای کسبوکار ممکن است نیاز به سرمایه بیشتری داشته باشند و قادر نباشند تا از طریق آورده و وام تأمین مالی کنند، اینان بهدنبال انتشار سهام و ارائة آن به سرمایهگذاران خارج از شرکت جهت تأمین مالی هستند. یکی از مهمترین منابع تأمین مالی، استفاده از سرمایۀ خطرپذیر است. سرمایهگذار خطرپذیر فرد یا شرکتی است که بهدنبال عایدات سرمایهای زیاد از طریق تأمین مالی بهصورت سهام یا شیوه مرتبط با آن در مراحل اولیه کسبوکار برای فرصتهای کارآفرینی دارای پتانسیل بالا است. سرمایهگذاران خطرپذیر معمولاً طرحهای کسبوکاری را مورد بررسی قرار میدهند که یک یا چندخبره عضو تیم مدیریتی باشند که سابقه راهاندازی و فعالیت موفق را در کارنامه خود دارند.
در هنگام استفاده از اصطلاحات سرمایههای خطرپذیرو بخش خصوصی، ابهامات و مسایلی بروز مییابند. در آمریکا سرمایهگذاریهای خطرپذیر به مراحل اولیه سرمایهگذاری اشاره دارد درحالیکه در اروپا سرمایهگذاری خطرپذیر مراحل بعدی سرمایهگذاری را نیز دربر میگیرد. سرمایهگذاریهای خطرپذیر قبل از اینکه در بقیه کشورها نمایان شود و ظهور پیدا کند یک پدیده آمریکایی بود.
تاریخچه
اولین شرکت مدرن VC در سال 1964 با مشارکت دانشگاه MIT، دانشکده بازرگانی هاروارد و رهبران کسبوکارهای محلی ایجاد شد. گروه کوچکی از ونچر کاپیتالیستها پس از آن در شرکتهای تازه تأسیس شده و با ریسک بالا و شرکتهایی که براساس توسعه تکنولوژی برای جنگ جهانی دوم پدید آمده بودند سرمایهگذاری کردند.
نتایج و بازده این سرمایهگذاریها متفاوت بود. پرسودترین آنها که یک شرکت تجهیزات دیجیتالی بود از 000ر70 دلار سرمایهگذاری اولیه تا 335 میلیون دلار رشد کرد و شرکتهای دیگر نیز رشد خوبی پیدا کردند و در نهایت در اواسط دهه 70 میلادی شروع به خروج کردند.
اما در آمریکا پیشرفت VC زمانی شروع شد که قانون حفظ درآمد کارمندان و کارکنان در بازنشستگی به تصویب رسید (توسط وزارت کار آمریکا در سال 1979) قبل از آن، قانون صندوقهای بازنشستگی را از سرمایهگذاری در کسبوکارهای پرریسک منع کرده بود اما وزارت کار در سال 1979 به این نتیجه رسید که تنوع پرتفولیو کار مفید و سودمندی است، بنابراین اجازه داد که قسمت کوچکی از پرتفولیو (پنج درصد) به سرمایهگذارهای مخاطرهپذیر اختصاص داده شود.
با این کار مانع بزرگی در سرازیرشدن پولها بهسوی صنعت VC از میان برداشته شد. اما هنوز VC سالانه کمتر از پنج میلیارد دلار سال 1998 بود.
دلیل دیگری که باعث رشد سریع VC در سالهای 90-1980 شد افول مصرف نظامی در سالهای بعد از 1985 بود. بسیاری از کسانی که سالها سلاحهای پیشرفته نظامی را توسعه داده بودند ناگهان در جستوجوی استفاده از کاربرد غیرنظامی از آنها و دانش خود کردند و این دانشمندان بهدنبال کسانی رفتند که پول راهاندازی کسبوکارهای مورد نظرشان را داشته باشند و اینگونه VC سرعت رشد بیشتری به خود گرفت.